خانه / اشعار / دلشدگان مهدی

دلشدگان مهدی

بیا که دلشدگانت به راه عیاری

خیال روی تو دارند و صحبت یاری

ز تبغ غمزه ی زلفت در آستان سحر

به روی سینه نگارند راز بیداری

بیا که زاهدانِ طریقت ز غیر، عریانند

قبای عشق تو جویند و خلعتِِ باری

لطیفه ای ز فراق تو بر بدن دارند

هزار خرقه بشویند ز مردم آزاری

بیا که ناز تو را می خرند ز روی نیاز

بهای ناز تو باشد شب و سحر داری

گذار عمرِ منِ خسته دل نمی پرسی

رسیده است به پایان مگر تو بازآری

نشسته بر سر کویت، مدام منصوری

امید لطفِ تو دارد بیا به دلداری

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

کلیه ی نظرات رسمی و مواضع علمی و فرهنگی جناب آقای دکتر اسماعیل منصوری لاریجانی از طریق این وب سایت اطلاع رسانی می گردد.
اجرا و پشتیبانی فنی: بهینه وب