خانه / اشعار / عهد محکم

عهد محکم

عهد محکم می کنم ای دوست با پیمان تو

درد را در جان کشم با وعده ی درمان تو

گر عزیزم می کنی مانند یوسف عاقبت

روز و شب را سر می کنم در گوشه ی زندان تو

از فراقت آتشی ای مهربان در جان مراست

هر سحر گه می کشد شعله ز نارستان تو

نیست موسایی که تا بانگ اناالحق بشنود

ورنه دارد هر شجر این نغمه در بستان تو

کافراست آنکس که با کیش تو دنیا می خرد

خلعت عرفان بپوشد آنکه شد عریان تو

هر که جان را شستشو از باده ی کوثر دهد

فاطمه او را نشاند در صف مستان تو

یک شبی نبود که منصوری ننالد از فراق

می فشارد خون ز دیده تز غم هجران تو

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

کلیه ی نظرات رسمی و مواضع علمی و فرهنگی جناب آقای دکتر اسماعیل منصوری لاریجانی از طریق این وب سایت اطلاع رسانی می گردد.
اجرا و پشتیبانی فنی: بهینه وب