خانه / اشعار / محو نازنین

محو نازنین

بهارت گر خرشوشور آفرین است

بهار کوی تو زیباترین است

به نزد اهل دل، کوه و در و دشت

نگار زلف روی مه جبین است

بساط عیش عارف مستدام است

چو او را معرفت، حق الیقین است

ز هر عیشی نموده توبه صد بار

خوش از آن است که با تو همنشین است

بیا بلبل تو را ارزانی این گل

که ما را روی جانان بهترین است

نشان ظاهر اندیشان چه حاصل

که ما را صورتی از نقش چین است

بیا فارغ شویم از هم زبانی

که ما را همدلی اصل برین است

نشسته چشم منصوری به صحرا

سر و پا محو روی نازنین است

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

کلیه ی نظرات رسمی و مواضع علمی و فرهنگی جناب آقای دکتر اسماعیل منصوری لاریجانی از طریق این وب سایت اطلاع رسانی می گردد.
اجرا و پشتیبانی فنی: بهینه وب