خانه / اشعار / کوی دوست

کوی دوست

دلبر، چه می شود گر رحمی کنی گدا را

در کوی خود دهی ره درویش بی نوا را

فریاد ما بلند است هر شب بکویت ای دوست

کی از درت برانی یاران آشنا را

دارم توقع امشب از ساغر دو چشمت

در جان من فشانی معجون دلگشا را

عشق آورم به کویت قدر بضاعت ای دوست

بنما قبول از من این عشق نارسا را

دل بی فروغ رویت ویرانه ای خراب است

کن با حضورت آباد این کنج بی ریا را

دل خانه ی تو باشد امشب بیا نظر کن

در آن نبینی هرگز آثار ماسوا را

صد آفرین که بُگزید منصوری از دو عالم

در این جهان خدا را در آن جهان خدا را

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

کلیه ی نظرات رسمی و مواضع علمی و فرهنگی جناب آقای دکتر اسماعیل منصوری لاریجانی از طریق این وب سایت اطلاع رسانی می گردد.
اجرا و پشتیبانی فنی: بهینه وب